eblis
صفحه اصلي  |  آرشيو مطالب  | تماس با ما



eblis


صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي
 



eshgholane



دى ۱۳۸۷



لينكي ثبت نشده است


 


شب بود و عشق نظري بر ما كرد
در دل خامش ما شمعي بر پا كرد
روشني دل من از بر اوست
او كه در لحظه ي افتادن مرا برجا كرد
عاشقان،عشق مگر چيست؟
بنگريد بر من رخساره سيه
در بر اعيان پرو بال سفيد
جز من هيچكس عاشق نيست!
دل اگر با تو بود،
مخزن اسرار پر از رنج نبود.
بي شك شاد مي بود،
اگر خانه ي غمگين پر از درد نبود.
منتظر چشم بر در دوختم
در غيابش چو پروانه سوختم
آمد و رفت،مرا هيچ نگفت!
من ز اين بازي چيزها آموختم

 

نوشته شده توسط eblis | ۳ دى ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۵۲:۲۶ | آرشيو نظرات (5)

من اينجايم
تنها و خسته
در كنج خلوت خود نشسته
گاه گاهي سركي مي كشم به دنياي شما
حرف مي زنم
مي نويسم
مي خندم به شما
مي نشينم تنها
باز مي گردم ز همه عالم ها
در كمينم كه نوا برخيزد
در سكوت سردميك ندا برخيزد
عابري
سنگييا صداي تنگي
فكر نابودي اين ننگ كند
بر وقار شيشه ها
خنده سنگ كند
باز گرما
باز هوا
باز آغاز نگاهي به شما
حرف مي زنم
مي نويسم
مي خندم به شما
مي نشينم تنها
باز خسته
باز تنها
كلبه خلوت خود را
مي سپارم به شما
كلبه من خالي
از هرچه بنامندش عشق
خلوت از هركه بنامندشيار
خلوت من سرشار
از هواي بسته
پر شده از غم و اندوه و غبار

 

نوشته شده توسط eblis | ۳ دى ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۵۰:۵۳ | آرشيو نظرات (0)

ماه من غصه نخور زندگي جزر و مد داره

دنيامون يه عالمه؛ آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه كه دشمن نمي شن

همه كه پر ترك مثل من و تو نمي شن

ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه

خيلي كم مي شه كسي رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گريه پناه آدماست

تر و تازه موندن گل؛مال اشك شباي ماست

ماه من غصه نخور زندگي خوب داره و زشت

خدا رو چه ديدي شايد فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور پنجرمون بازه هنوز


باغچمون غرق گلاي ناز و عاشقه هنوز

ماه من غصه نخور باز داره فصل سيب مي شه

مي دونم گاهي آدم تو وطنش غريب مي شه

ماه من غصه نخور ؛ماها كه تب نمي كنن

ماها كه از آدما كمك طلب نمي كنن

ماه من غصه نخور شمدونيا صورتين

دلايي كه بشكنن چون عاشقن قيمتي

 

نوشته شده توسط eblis | ۳ دى ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۴۵:۵۹ | آرشيو نظرات (2)

[ ۱ ]

   


تمام حقوق متعلق به تك بلاگ است


[ بستن پنجره ]